|
" آرزو" در قرون وسطی نسل های گوناگونی کلیساهای جامع کوتیک راساخته اند این تلاش درازمدت به سازندگانش کمک کرده تا به اندیشه ها شکرگذاری ها ورویاهای خود نظم بخشند. اکنون عصر رمانتیسم تمام شده وساختمان سازی فقط یک کسب وکار است.اما ارزوی ساختمان سازی هنوز باقی ست مردم بسیاری اخر عمرشان راوقف ساختن پختن یک غذا ویا راه اندازیه یک کلیسای کوچک میکنند ما باید این حق خودرا تحقق ببخشیم که اگر یک لیسای جامع نداریم اتاق خودمان را باز سازی کنیم این کمکمان میکند تا خودمان را بهتر بشناسیم وادارمان میکند مجموعه ای از چیزهایی را که ازارمان میدهد تغییر دهیم. کلیساها به همان اندازه انسانها با گذشت زمان رنج میبرند و فرسوده میشوند... وبرای همین هرگز نمیتوان باز ایستاد.
"خلبان" یکی از اشنایانم که خلبان یک شرکت هواپیمایی تونسی است تعریف میکرد درهواپیما دستگاهی به نام خلبان خودکارهست که پس از رسیدن هواپیما به یک ارتفاع ویژه اختیارش رابه دست میگیرد . درزندگی بزرگسالان هم همین موضوع صدق میکند فعالیتهای زندگی دم به دم پیچیده تر میشود ولحظه ای فرا میرسد که باید بخشی از وظایف را به خلبان خودکار سپرد.وگاهی پیش میاید که این خلبان خودکار که طراحی اش کرده ایم تابه مسائل کسل زندگی رسیدگی کند جان میگیرد واز تمام ماجراهایی که به سویمان میایند جلوگیری میکند رادارش روشن است وخودش هم هواپیمای مارااز چیزهایی که نمیشناسد دور میکند اینگونه است که احساس ماجرا جویی رااز دست میدهیم وهرکس احساس ماجراجویی رااز دست بدهد احساس زنده بودن را هم از دست میدهد.
"بازسازی" شش ماه پیش ماشین لباس شویی جدیدی خریدیم وناچار شدیم سیستم لوله کشی جدیدی درسرویس بهداشتی سوار کنیم.پس کف اشپزخانه را عوض کردیم ومجبورشدیم دیوار خانه را هم رنگ کنیم .سپس دریافتیم که سرویس بهداشتی زیباتر از خود اشپزخانه شده برای برطرف کردن این تضاد اشپزخانه را هم تعمیر کردیم اما بعد دریافتیم که سالن هم قدیمی است بنابراین سالن راهم بازسازی کردیم واز اتاق نشیمن زیباتر شد برای همین اتاق نشیمن راهم بازسازی کردیم دراندک زمانی جریان بازسازی به کل خانه سرایت کرد امیدوارم ازاین به بعد هرکس به خانه ام سر میزند نگاهی هم به زندگی ام بیندازد.نیز امیدوارم امادگی لازم را برای پذیرش تمامی مسائل جدید و کوچک داشته باشم چون همواره این مسائل تازه وکوچک هستند که درمیان تمامی چیزهایی که قصد تغییر وتعویض انهارا دارم نظرم را جلب کند.
"کنگره" اگر خودرا جای دیگران نگذاریم قضاوت کردن درمورد انها بسیار اسان است.یک نمونه ازاین قضیه درکنگره حزب کمونیست شوروی سابق رخ داد هنگامی که نیکیتا خروشجف باتقبیح جنایت های استالین جهان را شگفت زده کرد. هنگام سخن رانی اش یک نفر از میان جمعیت فریاد براورد -رفیق خروشجف وقتی بیگناهان قتل عام میشدند شما کجا بودید -هرکس اینرا گفت از جابرخیزد اما هیچ کس ازجایش برنخواست . خروشجف ادامه داد:خودتان به سوالتان پاسخ دادید.دران زمان من هم همان جایی که الان شما هستید ایستاده بودم. ----------------------------------------------------------پائولو کوئلیو--------
|
|
|
|
| درباره وبلاگ |
| آرشيو مطالب |
| شهریور 1387 |
| فروردین 1387 |
| اسفند 1386 |
| مطالب اخير |
| فلسفه دوستی مان |
| اهنگ زندگی |
| خصایص کلیدی همه ی سیندرلاهای عالم.......... |
| دومین مکتوب........ |
| پیشنهادهای یک کتاب جیبی |
| رنگ تولدت چه رنگیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
| پيوند ها |
| پيوندهاي روزانه |
| مشاوره عشق |
| نینجا |
| عشقهای اینترنتی |
| مرجان جان |
| ستاره |
| عشق و دیگر هیچ |
| وب اختصاصی ستار |
| ادم عجیب |
| رضاوسمیه |
| ابجی ریحون |
| امكانات جانبي |
|
RSS 2.0
|